در قسمت اول به طور خلاصه به قوامیت مرد برزن که درایه 34 سوره مبارکه النساء
امده و نیز ماده 1105 قانون مدنی پرداختیم ، این بار با شرحی مفصل تر به تکمیل ان
می پردازیم .
در اینده بحث های دیگر که در ایه مذکور قابل بررسی است بیان میگردد مانند
تنبیه همسر وضرب همسر که بسیار بحث جنجال برانگیزی است و به تنهایی بیش از
یک پست را به خود اختصاص خواهد داد .
علامه طباطبایی بر این اعتقاد است :
« چون مرد در مقابل تمتع خود از زن ، مالی را
به او می پردازد ،
زن نیز باید درآنچه مربوط به تمتع مرد و کامجویی او از زن است ، مطیع
. درغیاب شوهر حافظ ناموس او باشد » (۱)
به نظر می آید مبنا را همان حق حبسی که زن می تواند در مقابل تمکین داشته
باشد
دانسته است که در صورت تمکین زن و یا دادن مهریه از جانب مرد ریاست وی بر زن
مستقر و وی را به جهت استمتاع شرعی و کامجویی در متابعت مرد درمی آورد .
دکتر امامی و دکتر صفایی در بررسی مبنای ریاست شوهر می نویسند :
« قانون مدنی که مبتنی بر آیه 34 از سوره نساء و فقه اسلامی است در این زمینه می گوید : « در
روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است » . در توجیه این قاعده گفته اند : هر
اجتماعی را باید رئیسی باشدکه کارها را هماهنگ کند و در صورت بروز اختلاف ، نظر او
قاطع باشد .خانواده نیز از این قاعده مستثنی نمی تواند بود . اصولا زن و شوهر باید با صفا و
صمیمیت و توافق یکدیگر امور خانواده را اداره کنند . لیکن اگر درباره مسائل خانوادگی
بین آنها اختلاف نظر و سلیقه پدید آید ، نظر مرد به عنوان رئیس خانواده مقدم خواهد بود
و زن باید نظر شوهر را بپذیرد . اگر خانواده رئیسی نداشته باشد و زن و مرد در اداره
امور آن برابر باشند ، ناچار باید برای حل اختلاف خود در هرمورد به دادگاه رجوع
کنند و همین امر ممکن است صلح و صفای خانواده را بهم بریزد و پایه های زندگی زناشویی
را فروریزد . »(۲)
دکتر لنگرودی عقیده دارد که ریاست خانواده را باید به یک نفر داد و این از
طرق
تشیید مبانی خانواده است که در ماده 1104 به آن اشاره شده است .( ۳)
در پاسخ به این سوال که چرا ریاست خانواده به مرد داده شده است نه به زن ؟
دکتر امامی و دکتر صفایی بیان داشته اند که« در جامعه ما برحسب عرف و عادت
و سنت ،همیشه ریاست خانواده با مرد بوده است.، به علاوه مرد دارای توانائی جسمی و
روحی بیشتری است و نیزمیزان تجربه و طلاعات مردان در اجتماع ما اغلب بیشتر از
زنان است.از این رو قانونگذار مرد را برای ریاست خانواده و انجام وظایف ناشی از آن مناسب تر
دانسته است » (۴)
بر نظر فوق اشکال وارد است زیرا که مبنای ریاست شوهر بر خانواده استناد به
مدرک شرعی است و اشاره ایشان به عرف جامعه ایرانی این سوال را در ذهن بوجود می
اورد که اگر در آینده روزی فرا برسد که میزان تجربه و اطلاعات زنان بیش از مردان
گردد می توان ریاست را به زن واگذار کرد ؟
این فرض محالی نیست زیرا که همینک نیز بیشترین ورودی های دانشگاه ها را دختران
تشکیل می دهند که این امر علاوه بر افزایش میزان دانش و اطلاعات زنان بستر خوبی را
برای افزایش میزان تجربه در زندگی برای آنها مهیا می کند چناچه امکان اشتغال نیز
برای تحصیل آموختگان عالیه فراهم باشد و علاوه برآن تحصیلات عالیه ایشان
را برای حضور بیشتر در جامعه و فعالیت های اجتماعی رغبتی بیشتر می دهد . در
پاسخ ایشان رف و عادت جامعه ما به عنوان مبنایی بر اینانتخاب برگزیده شده است حال
آن که می دانیم بعد از انقلاب اسلامی سعی برآن شد که قوانین بر مبنای شریعت و فقه
اسلامی تصویب شود و قوانین بسیاری من جمله قانون مجازات عمومی
سابق نسخ شد . در پاسخ به این سوال که اگر در قبل از انقلاب عرف و عادت جامعه
ایرانی برریاست زن برخانواده استوار شده بود و حتی قانون زن را رئیس خانواده می
دانست بعد ازانقلاب اسلامی با توجه به مدرک شرعی ایه 34 سوره نساء این ماده نباید اصلاح
می گردید؟
به نظر نگارنده با صرف نظر ازآیه 34 سوره نساء همانطور که ایشان نیز گفته اند توانایی
جسمی وروحی مردان را نیز می توان مبنای این ریاست قرار داد . اما بالا بودن میزان تجربه
و اطلاعات مردان امری است که غالبا وجود دارد اما شبهه ای که وجود دارد این است که
اگر اطلاعات و تجربه زنان بیش از مردان باشد آیا ریاست را باید به زنان سپرد ؟
برای حل این تعارض نگارنده عقیده دارد که خانواده محیط گرم و دوستانه ای ست که
تصمیمات برمبنای مشورت و دوستی گرفته می شود که قانون نیز ماده 1104 و 1103 را
بر همین مبنا وضع کرده است پس در صورتی که حتی به طور موردی زن تجربه و
اطلاعات بیشتری نسبت به مرد داشته باشد باید با در اختیارگذاشتن اطلاعات و تجربه
خویش در نزد مرد شوهر خویش را در اتخاذ تصمیم یاری دهد چنانچه قانون مدنی در ماده
1104 می گوید :
«زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یکدیگر معاضدت نمایند . »
اما با توجه به ماده 1105 ق م در نهایت تصمیم را مرد می گیرد.
برخی ریاست مرد بر خانواده ، را تاسیسی در جهت حمایت ، کار اندیشی و سرپرستی
خانواده و اعضای آن ومسئولیتی برای تشخیص و رعایت مصالح ایشان می دانند .
(۵)
گفته اند در تشریع قوّامیت مرد ، آن است که هیچ گروهی _ حتی دونفره _ برنامه ها و
سیر وحرکت شان سامان نخواهد یافت ؛ مگر آن که یکی مسئول دیگری باشد بنابراین در
خانواده که مهمترین بنیادهای جمعی است نیز باید چنین باشد . علامه جعفری در این
زمینه می نویسد : اداره خانواده به یکی از چهارگونه تصور می شود :
یک . اداره آن با زن و مرد است که چنین چیزی امکان ندارد ، زیرا حتی اگر دو مرد
نیز با هم مسئول باشند ، تصادم و تزاحم و برخورد و جدایی را در پی خواهد داشت .
دو . زن به تنهایی مسئول باشد ، که در آن صورت تنظیم ارتباطات با موانع و اختلالات رو
به روخواهد شد .
سه . پدرسالاری سلطه گرانه و خود خواهانه که در برخی جوامع دیده می شود ، ولی
چنین
حالتی فضای جامعه را جهنمی کرده عظمت ها و ارزش های زن را سرکوب می کند و
طعم
خوش زندگی را در کام فرزندان تلخ می کند .
چهار . نظام شورایی با سرپرستی و ماموریت اجرایی مرد که همراه با اعتدال هست و معنای
قوام نیز همین است . و اشکال برخی از غربیان بر اسلام مبنی بر اینکه اسلام ، مرد را
امیر، و زن را اسیر کرده به دلیل رفتار بیرونی برخی از جوامع اسلامی و برداشت های
نادرست از آیه « الرّجال قوّامون علی النساء » است .
ایشان تاکید دارد که قوّام، قیّم مصطلح حقوقی و فقهی نیست و قوّامیت بر اساس علت
طبیعی است است نه قراردادی و تحکمی .(۶)
در ادامه آیه ، قوّامیت توصیف شده _ یا تشریع شده _ در ارتباط با دو ویژگی دانسته
شده است «بما فضل الله بعضهم علی بعض » ، « و بما انفقو من اموالهم » این ارتباط ، با
حرف « با » رسانده شده است که برخی آن را « سببیه » دانسته و برخی به معنای «
مقابله
» دانسته اند . معنای آیه در صورت اول چنین خواهد بود : مردان بر زنان قوّامند ، به
موجب _ یا دلیل _ آنکه برخی از آنانبر برخی از ایشان افزونی دارند و نیز به موجب
آنکه
بر ایشان از اموال خود انفاق می کنند . درصورت دوم معنی چنین است : مردان در برابر
تفضیلی که برخی از ایشان بر برخی داده شده اند ودر برابر انفاقی که بر ایشان می کنند ،
وظیفه و مسئولیت قوّامیت بر زنان را دارند .
احتمال دیگری در « با » میرود که با به معنای استعانت باشد یعنی : مردان به یاری
افزونی هایی که در توانمندی و .... نسبت به زنان دارند و به یاری انفاقی که بر ایشان می
کنند ، بار مسئولیتقوّامیت بر آنان را بر دوش می کشند و وظیفه قوّامیت را به انحام می
رسانند .
اگر مبنای قوّامیت را که از آیه فوق الذکر استنباط شده است بر برتری ارزشی مرد بر
زن تعبیرکنیم دچار اشتباهی فاحش شده ایم . تفضیل که در آیه بدان اشاره شده برتری و
بالاتری ارزشی رابه دنبال ندارد ، بلکه معیار تکریم ، تقوا و عمل صالح بیشتر است _
خواه مرد خواه زن _ بلکه افضلیت بدین معنی است که در نگاه مصلحت اندیشانه ، مرد با
وظایف و مسئولیتی که به او سپرده شده تناسب بیشتری دارد ، ولی فضیلت هرگز برتری
ارزشی را اثبات نمی کند ، چنان که زن نیزبه دلیل امکانات ویژه خود ، یعنی مادری و
پرورش کودک را دارد و این نیز فروتر بودن ارزش مرد را نمی رساند . این رعایت تناسب
در
تقسیم وظایف خانواده تجلی و تبلور مشهود عدالت و حکمت خداوند متعال است .
بنابراین
برداشت برتری مرد بر زن و نابرابری ارزش انسانی آن دو از این آیه با اصول کلی قرآن که از
آیات فراوان دیگر استفاده می شود ناسازگار است . (۷)
نگارنده نیز به نظر اخیر تمایل دارد و قوامیت را نه برتری ارزشی بلکه نوعی از تقسیم
وظایف زناشویی می داند که بر اساس خصلت ها و توانایی های مردانه ، زوج به
جهت ایستادگی بیشتر بر انجام امورات همسر خویش مامور گشته است .
در پایان
لازم به ذکر است :
پیشنهادی در رابطه با اصلاح ماده 1105 شده است ؛
ماده کنونی به این ترتیب است :
در روابط زوجین ریاست خانواده از خصایص شوهر است
پیشنهاد اصلاحی :
به جای واژه رئیس از مسئول استفاده شود
این پیشنهاد اصلاحی از طرف دکتر هدایت نیا مطرح گشته است که به نظر
اینجانب نیز این واژه با تحلیلی که امد و اقتضای خانواده
نیز بیشتر سازگاری دارد .
حسین ادیب
1. سید محمد حسین طباطبایی ، المیزان فی تفسیر الفرآن ، قم ، موسسه اسماعیلیان ،1394
2. سید حسن صفایی ، اسدالله امامی ، مختصر حقوق خانواده ، ص 120
3 . محمد جعفر جعفری لنگرودی ، حقوق خانواده ، چ 1 ، گنج دانش ،1376 ، ص 161
4 سید حسن صفایی ، اسدلله امامی ، پیشین ، ص 120
5. محمد مهدی مقدادی ، ریاست مرد در روابط زوجین ،نامه مفید ، شماره 33 ،
. 6 محمد تقی جعفری ، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه ، تهران ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی ، ص267
7. حسین حیکیم باشی ،پژوهشهای قرانی 28.29 ، ص 114.
نوشته شده توسط حسین ادیب در سه شنبه هجدهم تیر 1387 ساعت موضوع آیه 34 سوره مبارکه النساء | لینک ثابت
درباره وبلاگ
این وبلاگ متعلق به
دوران دانشجویی
اینجانب بوده است.
حسین ادیب
متولد 1362
ورودی مهر 1384
فارغ التحصیل کارشناسی
حقوق بهمن 87
---------------------
این وبلاگ به
مباحث خانواده از منظر
حقوقی و فقهی می پردازد .
-------------------
اینجانب افتخار دارم
در وبلاگ جناب آقای
دکتر احمد رمضانی
صاحب نظر و استاد دانشگاه
قلم بزنم
وبلاگ مذکور در پیوندها
به چشم میخورد
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
خواستگاری و نامزدی
نکاح
شروط ضمن عقد
مسائل مالی مانند مهریه و نفقه
طلاق
فسخ نکاح و بذل مدت
حقوق و تکالیف زوجین نسبت به یکدیگر
دعاوی اثبات زوجیت و نسب
قرابت و نسب و حضانت
زن
پزشکی قانونی
آیه 34 سوره مبارکه النساء
مصاحبه با اساتید حقوق
معرفی کتب و مقالات
معرفی اساتید و محققین حقوق
مسائل اخلاقی و ارزشی
سوالات و ابهامات حقوقی شما
دوستان
پارس قرآن (جستجوی قرآن)
کانون ادبیات ایران
فیزیک مدرن
مترجم و دانشجوی روانشناسی
کانون ایرانی پژوهشگران فلسفه و حکمت
سیمرغ ( رازهای طبیعت )
ازدواج و خانواده ی موفق
انجمن جامعه شناسی ایران
آئین خوشبختی
پایگاه جامع زیست شناسی و کشاورزی ایران
خبرگزاری اقتصادی ایران
موسسه فرهنگی دنیای تغذیه
اطلاع رسانی پزشکی ایران
خانه شیمی ایران
شعرو ادب
موسسه مطالعات تاریخ ایران
مشاوره وبلاگی
شقاسینگ ( موسیقی هنری )
قلب مهربون ( دستنوشته های خودمونی و صادقانه )
پیوندهای روزانه
خانواده (جناب دکترهدایت نیا)
دادستانی
کانون وکلای ایران
نظام حقوقی اسلام (جناب دکتر پیوندی)
دفتر مطالعات و تحقیقات زنان
کانون اندیشه حقوقی (جناب دکتر رمضانی )
موسسه دايره المعارف فقه اسلامي
دفتر تبليغات اسلامي قم
سایت حقوقی دادخواهی
فارع التحصیلان حقوق دانشگاه امام صادق (ع)
حقوق ایران و جهان
سایت حقوق ایران
قوه قضائیه
روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران
پزشکی قانونی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY